ماه من

یه بوس کوچولو

  سلام آبنبات من !   خوشگلم خیلی وقته بوس فزستادنو بوس کردنو یاد گرفتی و از وقتی اینکارو یاد گرفتی مدام اطرافیانتو مورد لطف قرار میدی !   به خصوص شبها که میخوایم از خونه مامان بزرگینا برگردیم و بریم خونه مون مدام جلوی در با پدر بزرگ بای بای میکنی و براش بوس میفرستی   یه کتاب داری که پره عکس نی نیاست توی یکی از صفحاتش دوتا نی نی دارن همدیگه رو میبوسن تا اون صفحه رو میبینی تو هم شروع میکنی به بوس کردن       آبنبات من عسل پیش مزه تو و بوسه هات کم میاره !!!       قربونت برم شیرینم ... میدونم دیگه این جمله برات خیل...
9 خرداد 1390

وروجک

  سلام وروجک ناز من !   مامانی  تو ماهترین دختر دنیایی و همیشه تو خونه داری به مامانی کمک میکنی هروقت مامان گرتگیری میکنه تو هم دستمال میگیری دستتو دست به کار میشی یا هروقت مامان خونه رو جارو میکنه تو هم بعدش کار مامانو تکرار میکنی     مامانی فکر کنم خیلی زود باید برات ماشین بخریم چون رانندگیو خیلی دوست داری تا بابایی از ماشین پیاده میشه میپری پشت فرمون و یا برف پاککن میزنی یا راهنما ! بیشتر وقتا هم با کلیدای بالابر شیشه بازی میکنی  بابا اینکارتو خیلی دوست داره چون تا بابایی میاد سمت ماشین  هیجانزده میشی و میپری بغل من ا...
6 خرداد 1390

گوشواره

  سلام نازنینم !   عزیزم دیروز روز خیلی خوبی بود منو مامان بزرگ رفتیم واسه دخترم گوشواره خریدیم   این اولین کادوی روز زن برای تو بود ! یه نشونه از زن بودن میخوام همیشه از اینکه یه جنس لطیف و با احساسی خوشحال باشی            بعد از ظهر با بابایی و مامان بزرگ رفتیم گوشتو سوراخ کردیم و الان دوتا گوشواره موقت قرمز توی گوشاته و نمیدونی اون گوشای کوچولو و سفیدت چقدر با گوشواره قشنگتر دیده میشن     منو ببخش اگه دردت اومد ... من با دونه دونه اشکات صدای ناله قلبمو میشنیدم که داشت خفه میشد !!!   ...
4 خرداد 1390

روز مادر !

  سلام ستاره آسمونم !   عزیزم وقتی مامان کوچیک بود معنی روز مادرو نمیفهمید فقط میدونست که توی این روز باید دختر خوبی باشه و اگه میتونست یه هدیه کوچیک هم واسه مامانش میگرفت   شاید خنده دار باشه اما همیشه دوست داشتم بدونم مامانم چقدر دوستم داره ؟!!       اما الان همه چی فرق کرده ... اون دختر کوچولو حالا خودش مامان شده اونم مامان یه عروسک ناز که هیچی مثل داشتنش واسش لذت بخش نیست   حالا دیگه میدونم مامانم چقدر دوستم داره !!! و از وقتی مادر شدم خیلی بیشتر دوستش دارم   شاید تو هم یه روز بفهمی که من چقدر دوستت دارم شاید ...
2 خرداد 1390

یه عالمه دندون !

  سلام خانومم !   جیگر طلای مامان بازم دندون در آورده ... اونم چندتا با هم !!! دیگه حساب کتاب دندونات از دست من در رفته قشنگم   میدونم که بازم این روزا حوصله نداری و لثه های دخترم باز دارن اذیتش میکنن بازم مامانی دلش میخواد همه دردو بلاهای عالم سرش بیادو تو رو ناراحت نبینه        گل من یه کم دیگه بگذره همه دندونات در اومدنو از داشتن مرواریدای به این سفیدی و قشنگی تو هم مثل مامان خوشحال میشی     دوستت دارم هم خودتو هم اون دندونای کوچولوتو که وقتی میخندی دلم از دیدنشون ضعف میره        ...
31 ارديبهشت 1390

عروسک

  سلام جیگر مامان !   عزیزم نمیدونی چقدر دلم میخواد تمام خاطرات قشنگمو با تو تمام لحظه های شیرین بزرگ شدنتو برات ثبت کنم اما حیف که نمیشه !!!   آب نبات من نمیدونی چقدر خوشگل راه میری هر بار که پا میشی دلم میخواد همه کارو زندگیمو ول کنم و فقط و فقط به راه رفتنت نگاه کنم یا وقتی با اون لبای نازت صدای زنبورو برام در میاری دلم میخواد لبامو بذارم رو لپای نرمتو دیگه بر ندارم       الان میخوام خاطره  یه روزی رو برات تعریف کنم که تو هنوز به دنیا نیومده بودی ٣ ماه از اومدنت تو دل مامان گذشته بود که ما با یه جمع همیشگی مسا...
31 ارديبهشت 1390

الو

سلام دختر نازم !   مامانی تو عاشق تلفنی ! انقدر که تا حالا چند بار گوشی خونه مامان بزرگینارو خراب کردی البته نگران نباش چون بابابزرگ درستش کرده... خوش به حالت آخه مامان بزرگو بابا بزرگ انقدر دوستت دارن که هرخرابکاری هم بکنی براشون مهم نیست چند روز پیش هم تلفن ثابت خودمونو از روی میز انداختی و حالا دیگه شماره نمیندازه البته اینهم اصلا مهم نیست ...   اینم یه عکس از دخترم در حال الو کردن !     مامانی این چند وقته که راه افتادی خیلی خوب شده دیگه هرجا دوست داری میریو همش نمیخوای بیای بغل من دیروز که با بابایی ٣تایی رفته بودیم پارک کلی روی چمنا قدم زدی...
31 ارديبهشت 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ماه من می باشد