دختر شیطون من
سلام شیطونک من ! عسلم نمیدونی وقتی سیب میخوری و جای دندونای کوچولوت روش میمونه چقدر قشنگه این عکسو میذارم تا بدونی عاشق سیب خوردنتم شیطونک من دیگه از مبل بالا رفتن واست تکراری شده و جدیدا از روی مبلا رد میشی و به آخرشون که میرسی یه پاتو میندازی رو دسته مبل و یه وری روی دسته میشینی بعضی وقتا هم خسته میشی و آروم میشینی رو مبل و به دور و برت نگاه میکنی ...
نویسنده :
تینا
16:08
اولین دندون نیش
سلام جیگرم ! خوشگلم دندون جدید مبارک !!! یکی از دندونای نیشت نوکش اومده بیرون میدونم خیلی سخته اما بازم از مامان هیچ کاری بر نمیاد ... دختر نازم امیدوارم دندونای کوچولوت همشون زود در بیانو تو راحت شی عزیزم الان دیگه تو بیشتر اعضای بدنتو بلدی وقتی چشمک میزنی دل مامان آب میشه در طول روز چند بار میری کتاباتو میاری تا مامان برات بخوندشون بازی محبوبت هنوزم دالی بازیه تازگیا خیلی شیرین کاری میکنی همش از خودت سرو صدا تولید میکنی این چند وقته خونه ما فقط وقتی تو خوابی ساکته اینم عکس تو در حال...
نویسنده :
تینا
19:46
مهمونی
سلام عزیزترینم ! دیروز نوبت مهمونی ما بود مهمونی رو توی خونه مامان بزرگ اینا برگزار کردیم تو حسابی خوشحال بودی و با اینهمه نی نی کوچیک و بزرگ نمیدونستی چیکار کنی اما همشونو دوست داشتی و با همه بازی میکردی خلاصه دیروز به تو و دوستات خیلی خوش گذشت فقط منو مامان بزرگ خیلی خشته شدیم اما خستگی پیش خوشحالی تو معنی نداره راستی الان چند روزه که خودت تنهایی میایستی خوشحالم که ایستادنو یاد گرفتی خوشحالم از اینکه همسن و سالای خودتو دوست داری و باهاشون خوب ارتباط برقرار میکنی دوستت ...
نویسنده :
تینا
13:17
آنیتا و مامان بزرگ و بابا بزرگش
سلام سفید برفیه من ! عزیزم این عکس تو با بابابزرگو خیلی دوست دارم بابا بزرگ و مامان بزرگ تورو خیلی دوست دارن و هر وقت میری خونه شون خیلی بهت خوش میگذره چون میذارن هر کاری دلت میخواد بکنی تو هم از لحظه ای که میرسی خونه شون میرقصی و شیطونی میکنی و خوشحالی منم خوشحالم که به خاطر قدم خوبت اومدم تو شهر خودم و الان تو نزدیک بابابزرگ و مامان بزرگ هستی دوستت دارم به خاطر تمام چیزای خوبی که خدا به خاطر وجود تو به من داد و به خاطر خودت که آرامش رو به زندگی ما آوردی ...
نویسنده :
تینا
13:22
سال نو مبارک
سلام جیگرم ! بالاخره امشب سال ۸۹ تموم میشه و سال جدید برای ما شروع میشه دوست دارم امسال بهترین اتفاقهای دنیا برات بیفته دوست دارم بتونم کمکت کنم به آرزوهای قشنگت برسی دوست دارم همیشه بخندی و شیطونی کنی امسال سال دومیه که ما اینجاییم و تو سال تحویل کنار مایی قشنگم میدونم دیگه امسال بزرگتر میشی واسه همین خیلی خوشحالم امروز از صبح سفره هفت سین ما پهن بوده آخه سال تحویل نصفه شبه گفتم شاید اونموقع خواب باشی ونتونی هفت سینو ببینی ! جای همه کسایی که نیستن خالیه به خصوص خاله منا که اونم سال دومیه که ن...
نویسنده :
تینا
13:22
اریکه آنیتا
سلام مهربونم ! وقتی رفته بودیم اصفهان سوار سه چرخه دختر عموت شدی و خیلی خوشت اومد واسه همین ما هم برات یکی مثل همون خریدیم خیلی دوستش داری و در طول روز چند بار یادش میوفتی و به من نشونش میدی یعنی میخوای سوارش بشی دوستت دارم خوشگلم ...
نویسنده :
تینا
13:05


